غزل شمارهٔ 906
Toggle stanza 1رخ برافروخته ای ماه منور شده ای
11
رخ برافروخته ای ماه منور شده ای
قد برافراخته ای رشک صنوبر شده ای
22
در نکویی رخ تو روز به روز افزون است
دی نکو بودی و امروز نکوتر شده ای
33
نیست حد بشر این حسن و لطافت که تو راست
روح قدسی که بدین شکل مصور شده ای
44
خوی تو با همه عشاق وفا و کرم است
در حق ما چه جفا جوی و ستمگر شده ای
55
پیش بالای تو پستند همه سرو قدان
جای آن دارد اگر بر همه سرور شده ای
66
اندکی سایه فکن بر سرم ای دولت وصل
که پس از محنت بسیار میسر شده ای
77
جامی از حرف ریا پاک بشو لوح ضمیر
دو سه روزی که حریف می و ساغر شده ای
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

