Toggle stanza 1
رخ برافروخته ای ماه منور شده ای
1

رخ برافروخته ای ماه منور شده ای

قد برافراخته ای رشک صنوبر شده ای

2

در نکویی رخ تو روز به روز افزون است

دی نکو بودی و امروز نکوتر شده ای

3

نیست حد بشر این حسن و لطافت که تو راست

روح قدسی که بدین شکل مصور شده ای

4

خوی تو با همه عشاق وفا و کرم است

در حق ما چه جفا جوی و ستمگر شده ای

5

پیش بالای تو پستند همه سرو قدان

جای آن دارد اگر بر همه سرور شده ای

6

اندکی سایه فکن بر سرم ای دولت وصل

که پس از محنت بسیار میسر شده ای

7

جامی از حرف ریا پاک بشو لوح ضمیر

دو سه روزی که حریف می و ساغر شده ای

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور