Toggle stanza 1
الله الله چه شوخ دیده کسی
1

الله الله چه شوخ دیده کسی

که به فریاد هیچ کس نرسی

2

من تو را خواهم از دو عالم و بس

کز دو عالم همین مرا تو بسی

3

از توام جز تو آرزویی نیست

انت سولی و انت ملتمسی

4

چون نی از خویشتن تهی شده ام

با تو دارم هوای هم نفسی

5

کرده عشق تو در ولایت دل

روزها شحنگی و شب عسسی

6

بلبلا ناله کن ز فرقت گل

که گرفتار مانده در قفسی

7

جامی از عشق نیکوان بازآی

عمر بگذشت چند بوالهوسی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور