شمارهٔ 9 - وایضا له

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
ای ماه نوت تراشه سم
1

ای ماه نوت تراشه سم

بر سنبله داسه بسته از دم

2

بر سم تو آن نه نعل و میخ است

شد پی سپرت هلال وانجم

3

با پویه تو چو گوی کرده

چوگانی چرخ دست و پاگم

4

در پیکر تو ز بس فراست

شکل فرسی لباس مردم

5

تا ساخت قضا قضیم توجو

سینه ز حسد شکافت گندم

6

هرجا گه تک فتد نگاهت

گام تو کند برآن تقدم

7

پیچیده سهیل تو در افلاک

چون صوت ترانه گوی درخم

8

گر واهمه ضرب تازیانه

برتو کند از قفا توهم

9

سم ناشده تر جهی ز هر جوی

ور خود باشد به عرض قلزم

10

تو گام زنان به راه و دایم

می آید ازین بلند طارم

11

مشتق ز دوام راکبت را

چون کوس سحر دعای دم دم

12

یعنی شه غازی آن که دارد

بر ملک و ملک ره تحکم

13

هر صبح ز کوس شاه جامی

قانون دعا کند تعلم

14

مقبول طبیعتش نیفتد

الابه همین دعا ترنم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور