غزل شمارهٔ 87
Toggle stanza 1زآهم آتش به خانه افتاده ست
11
زآهم آتش به خانه افتاده ست
وز دل این یک زبانه افتاده ست
22
اشکم ازخانه بس که بیرون ریخت
رخنه در آستانه افتاده ست
33
ازدو چشمت که شوخ و فتنه گرند
فتنه ها در زمانه افتاده ست
44
قصد تو آزمودن تیغ است
قتل عاشق بهانه افتاده ست
55
زان میان در کمر نشانی نیست
سخنی درمیانه افتاده ست
66
نیست آن شاخ گل که بلبل را
شعله درآشیانه افتاده ست
77
جامی از باده صبوح بماند
بس که مست شبانه افتاده ست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

