Toggle stanza 1
زآهم آتش به خانه افتاده ست
1

زآهم آتش به خانه افتاده ست

وز دل این یک زبانه افتاده ست

2

اشکم ازخانه بس که بیرون ریخت

رخنه در آستانه افتاده ست

3

ازدو چشمت که شوخ و فتنه گرند

فتنه ها در زمانه افتاده ست

4

قصد تو آزمودن تیغ است

قتل عاشق بهانه افتاده ست

5

زان میان در کمر نشانی نیست

سخنی درمیانه افتاده ست

6

نیست آن شاخ گل که بلبل را

شعله درآشیانه افتاده ست

7

جامی از باده صبوح بماند

بس که مست شبانه افتاده ست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور