شمارهٔ 1 - فی توحیده سبحانه و تعالی

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 19

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا
1

آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا

گاه احصای ثنایت گفته لا احصی ثنا

2

چون درین احصا حصاآسا نیم گویا به صدق

به که بندم راه گویایی چو صدیق از حصا

3

عد نعمایت چه حد من چو حکمت درازل

ساخت شرط « ان تعدوا» را ز« لا تحصوا» جزا

4

تاج استغنا و نعلین سلوک راه فقر

دادیم غرقم در انعام تو از سر تا به پا

5

هر سر مو بر تن ار گردد زبانی شکر گوی

کی توانم کردن از شکرت سر مویی ادا

6

شکر هر نعمت چو باشد نعمت دیگر خرد

غیر عجز این راه را مشکل که یابد منتها

7

باشد از ادراک ما تا ذات تو صد ساله راه

وانقدر دیگر بود از نطق تا ادراک ما

8

چون بود از نطق ما تا ذات تو راه این همه

وصف ذاتت حدنطق ما کجا باشد کجا

9

گر زبان خود به کام اندر کشد جامی رواست

چون نگردد از زبان در وصف تو کامش روا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصا

بر رخت نظاره‌ها را لغزش از جوشِ صفا

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 3

او سپهر و من‌کف خاک اوکجا و من‌کجا

داغم از سودای خام غفلت و وهم رسا

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 4

من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا

سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 131

عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟

لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما ؟

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 144

سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را

از صبوحی‌های شاه آگاه کن فساق را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 151

دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا

مست آمد با یکی جامی پر از صرف صفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 152

از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا

او مسیح روزگار و درد چشمم بی‌دوا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 155

ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا

ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 156

امتزاج روح‌ها در وقت صلح و جنگ‌ها

با کسی باید که روحش هست صافی صفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 158

ای چو نعمان‌بن ثابت در شریعت مقتدا

وی بحجت پیشوای شرع و دین مصطفا

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح امین الملة قاضی عبدالودودبن عبدالصمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور