غزل شمارهٔ 14
Toggle stanza 1نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا را
11
نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا را
که قبله گاه کنم خیمه گاه سلمی را
22
چو نیست روی توجه به خیمه گاه ویم
به سوی کعبه کنم روی خود تسلی را
33
خیال قامت او کار سربلندان است
حریم سدره بود جا درخت طوبی را
44
گشاد گوشه برقع ز رویش ای صوفی
بیا مشاهده کن معنی تجلی را
55
به آستانه میخانه کی توان زد دست
به زیرپای نکرده سپهر اعلا را
66
به سجع و قافیه جامی همیشه مایل بود
ز بهر بستن زیور عروس معنا را
77
هجوم عشق تو ناگه رسید و یکسر برد
ز خاطرش هوس شعر و ذوق انشا را
زمین

