غزل شمارهٔ 230

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اراست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راست
1

ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راست

کار ما راست شود چون تو کنی بالا راست

2

ما نتابیم ز روی تو نظر گرچه گرفت

از مژه چشم تو صد تیر بلا بر ما راست

3

خلعت لطف به قد تو بریدند ای سرو

ناید این جامه به قد دگری قطعا راست

4

راستم با تو علی رغم همه کج نظران

گرچه فرقی نبود پیش تو از کج تا راست

5

می نیارد به زبان خامه به جز وصف قدت

راستان را به زبان کی گذرد الا راست

6

دیده راست سزد جای خرام چو تویی

رنجه فرما قدم ای سرو که کردم جا راست

7

خواست جامی که رسد بر دل او ناوک تو

لله الحمد که آورد خدا آن را راست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور