غزل شمارهٔ 433

شاعر: جامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ز رشک قدت ای سرو سمنبر
1

ز رشک قدت ای سرو سمنبر

به صد پاره دلی دارد صنوبر

2

به باغ خلد اگر شاخ گلی هست

تو آن شاخ گلی ای شوخ دلبر

3

نهال حسنی و ما چشم داریم

که آریمت به آب دیده در بر

4

مرا کشتی و تکبیری نگفتی

چه سنگین دل کسی الله اکبر

5

کنایت زان لب آمد پیش عارف

شراب سلسبیل و آب کوثر

6

نخواهد رفتن پروانه را شمع

ازان در بزم خود می سوزدش پر

7

خوش است از یاد تو پیوسته جامی

ولی اکنون به دیدار تو خوشتر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

در این سرما و باران یار خوشتر

نگار اندر کنار و عشق در سر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1047

الا تا ننگری در روی نیکو

که آن جسمست و جانش خوی نیکو

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 39

جوان سخت رو در راه باید

که با پیران بی‌قوّت بپاید

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 40

نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.

حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 17

جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و، تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شَکَر نه از نی است ، که آن خود خاصیت وی است.

چو کنعان را طبیعت بی هنر بُود

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 53

دلا منشین درین ویرانه چون چغد

سوی مرغان قدسی آشیان پر

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 23

قدت سرویست جانا سایه پرور

به صد دل در هوای او صنوبر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 168

زهی نور تو از هر ذره ظاهر

کمال وحدت ذات تو قاهر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 247

به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر

نخواهد شد تمنای تو از سر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 434

کند گل چون رخت خود را تصور

ازان دارد ز گل غنچه دلی پر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 436

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور