Toggle stanza 1
به ناخن سینه خود می خراشم
1

به ناخن سینه خود می خراشم

ز دل جز حرف عشقت می تراشم

2

بسی گمنام تر بودم ز ذره

بدینسان مهر رویت ساخت فاشم

3

نباشد عیش من جز یاد آن روی

ببین ای پندگو حسن معاشم

4

دو عالم گفتی ارزد ژنده فقر

چنین ارزان منه نرخ قماشم

5

ز دیده کرده ام پر دامن از در

بیا تا در قدم های تو پاشم

6

فتد در ساکنان سدره هر صبح

خروش از ناله های دل خراشم

7

مرا گفتی سگ من باش جامی

سگ تو گر نباشم پس چه باشم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور