Toggle stanza 1
شبم در ماتم هجران دو ابرو در خیال آمد
1

شبم در ماتم هجران دو ابرو در خیال آمد

به سینه هر کجا ناخن زدم شکل هلال آمد

2

پس از مرگ ای همایون زاغ افکن استخوانم را

در آن صحرا که روزی بوی آن مشکین غزال آمد

3

روم در سایه دیوار آن خورشید رخ میرم

چو خواهد آفتاب عمر را روزی زوال آمد

4

نشان نعل های مرکبش جوید سرشک من

بلی سایل همیشه مایل صف نعال آمد

5

نیاید جز به خوناب جگر در بر خدنگ او

که باغ سینه و بستان جان را چون نهال آمد

6

ز حشمت شاید ار پایش نیاید بر زمین زینسان

که سرهای عزیزان در ره او پایمال آمد

7

به وصف آن دهان تنگ گفت اکثر سخن جامی

ازان رو عاشقان تنگدل را حسب حال آمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور