غزل شمارهٔ 309

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: لکنید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنید
1

خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنید

خانه ای سازید و جانم را در او منزل کنید

2

چون بریزد خون من این بس دیت کز بعد قتل

گاه گاهی نسبت خونم به آن قاتل کنید

3

حیف باشد خونم من در گردنش بهر خدا

پیش ازان دم کو کشد خنجر مرا بسمل کنید

4

تن اگر بیمار شد بر سر میاریدم طبیب

ای عزیزان کار تن سهل است فکر دل کنید

5

من ندارم طاقت دیدار و او تاب نظر

پیش رویش پرده ای بهر خدا حایل کنید

6

نیست پیش اهل دل دردی ز بی دردی بتر

چند تدبیر دوا درد دلی حاصل کنید

7

چند درد سر کشد جامی ز گفت وگوی عقل

ای حریفان بازش از یک جرعه لایعقل کنید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور