Toggle stanza 1
ببین پیاله هزاران به روی دشت ز لاله
1

ببین پیاله هزاران به روی دشت ز لاله

به روی دشت قدم نه به روی دست پیاله

2

حواله بود به وقت گلم که رخ بنمایی

اگر چه گل نکشی پرده با خدات حواله

3

به بزم عشق تو مستغنیم ز ساقی و مطرب

میم ترشح دیده ست و نی ترنم ناله

4

چو سفله قدر نداند چه امتحان چه کرامت

چو سگ شناخت ندارد چه استخوان چه نواله

5

چه باک صاحب دل را ز گفت و گوی فسرده

چه بیم جام فلک را ز سنگ ریزی ژاله

6

رموز عشق به کلک و ورق چگونه نویسم

که قاصر است ز هر حرف آن هزار رساله

7

به عشق بهره جامی ز دوستان گرامی

ملامت همه روزه ست و طعنه همه ساله

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور