Toggle stanza 1
کجا شد آنکه شب آن مه به خانه من بود
1

کجا شد آنکه شب آن مه به خانه من بود

نهاده گوش رضا بر فسانه من بود

2

ز بس که بر رخ او می زدم ترانه شوق

سماع مجلسیان بر ترانه من بود

3

کبوتر حرم بزم عشرتش بودم

درآن حرم می و نقل آب و دانه من بود

4

همی زد آتش او از دلم زبانه و شمع

زبان کشیده به شرح زبانه من بود

5

نشانه ساخت دلم را به پیش غمزه خویش

چه تیرها که ازو بر نشانه من بود

6

اشارتی که به اسرار ناز بود و نیاز

همین میانه او و میانه من بود

7

رواج گفته جامی که می گذشت آنجا

ز گرمی نفس عاشقانه من بود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور