Toggle stanza 1
کیست می آید قبا پوشیده دامن بر زده
1

کیست می آید قبا پوشیده دامن بر زده

شکل شهر آشوب او آتش به عالم درزده

2

کرده در دین مسلمانان هزاران رخنه بیش

هر خدنگ فتنه ای کز غمزه آن کافر زده

3

کی برآید ماه با خورشید عالمتاب او

گر زند بر ماه تابان طعنه ای در خور زده

4

رو به راه از قامت اویم من بی صبر و دل

گرچه در هر گام راه بیدلی دیگر زده

5

دردسر کم ده طبیبا چون ز مرهم خوشتر است

زخم آن سنگی که دربانش مرا بر سر زده

6

دمبدم خون می رود از چشم پر نم تا مرا

بر رگ جان غمزه خونریز او نشتر زده

7

هر کجا نوشیده جامی باده با یاران نخست

بوسه ها از شوق لعلش بر لب ساغر زده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور