غزل شمارهٔ 513
شاعر: جامی
Toggle stanza 1چو عرض توبه کند بر تو زاهد مرتاض
11
چو عرض توبه کند بر تو زاهد مرتاض
به قول پیر مغان واجب است ازو اعراض
22
تمام فیض بود باده خاصه از کف یار
مدام فیض رسان باد آن کف فیاض
33
ز جوهر می و کیفیتش وقوف نیافت
حکیم با همه بحث جواهر و اعراض
44
گرفت پیش رخت خویش را سری چه عجب
اگر ز غصه سر شمع می برد مقراض
55
تو خود معالجه درد سینه ریشان کن
که عاجز است طبیب از علاج این امراض
66
به طوف روضه رضا کی دهد مقیم درت
ریاضت است جدا از تو رفتنش به ریاض
77
خیال زلف و رخت بست در سخن جامی
چو از مسوده می برد این غزل به بیاض
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

