Toggle stanza 1
کجا شد آنکه ز بغداد مستقر سلف
1

کجا شد آنکه ز بغداد مستقر سلف

به حله روی نهادم ز حله رو به نجف

2

نجف مگوی که آن قبله جای مجد و علا

نجف مگوی که آن بارگاه عز و شرف

3

نهاده اهل وفا بر ستانه او روی

کشیده اهل صفا بر حوالی او صف

4

بر آن ستانه فرو ریختم ز جیب نیاز

ز عجز و ضعف هدایا ز فقر و فاقه تحف

5

ز فوت عمر گرامی و روزگار شریف

که جز به خدمت آن روضه گشته بود تلف

6

گهی به یا حزنا ساختم نوای حزن

گهی به یا اسفا سوختم به داغ اسف

7

فغان کشیدم از اندوه آن ز سینه چو چنگ

طپانچه کوفتم از درد آن به روی چو دف

8

بر آن شدم که چو جامی ازان حریم مراد

عنان عزم نپیچم دگر به هیچ طرف

9

ولی دریغ که بازم سپهر حادثه زای

زمام دولت و اقبال در ربود ز کف

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور