غزل شمارهٔ 176
Toggle stanza 1آید به برم چون تو نگاری نه و هرگز
11
آید به برم چون تو نگاری نه و هرگز
تازد به سرم چون تو سواری نه و هرگز
22
عمری پی یک بوسه اگر رو به تو آرم
هرگز گذرد بر لبت آری نه و هرگز
33
کارم چه بود عشق تو و باز غم دل
کاری به ازین دانم و باری نه و هرگز
44
موییست میان و سر موی است دهانت
بوسی بود امکان و کناری نه و هرگز
55
تار سر زلف تو دراز است کسی دید
زینسان به درازی شب تاری نه و هرگز
66
از نرگس مخمور تو درعین خماریم
لعل تو کند دفع خماری نه و هرگز
77
گر خاک شود جامی دلخسته نشیند
زین بر دل پاک تو غباری نه و هرگز
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

