Toggle stanza 1
آن سرو دی به قصد سلامم قیام کرد
1

آن سرو دی به قصد سلامم قیام کرد

شرط وفا و رسم تفقد تمام کرد

2

جای جواب خواستمش جان دهم چو او

دست ادب به سینه نهاد و سلام کرد

3

یک دم نکرد در نظر من مقام لیک

ذوق سلام او به دل و جان مقام کرد

4

بودم چو خاک بر سر راهش بسی حقیر

خاک حقیر را ز کرم احترام کرد

5

دل رفت و جان هم از پی سرو روان او

از پیش من چو بهر گذشتن خرام کرد

6

شکر خدا که از شکرین خنده سعی بخت

شیرین لبش به کام من تلخکام کرد

7

جامی به وصف آن لب لعل شکرشکن

طی حدیث طوطی شیرین کلام کرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور