غزل شمارهٔ 290
شاعر: جامی
Toggle stanza 1وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد
11
وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد
آشنا ناگشته از عقل و خرد بیگانه کرد
22
هر مسلمانی که شکل آن بت بدکیش دید
پشت بر محراب و مسجد روی بر بتخانه کرد
33
آن که هر جا قصه لیلی و مجنون خواندی
چون شنید احوال ما را ترک آن افسانه کرد
44
این همه مستی و بیهوشی نه حد باده بود
با حریفان هر چه کرد آن نرگس مستانه کرد
55
عشق گنج آمد دل بی خان و مان ویرانه ای
آن چنان گنجی کجا منزل درین ویرانه کرد
66
جان ز شوق عارض و خالش فرود آمد به تن
مرغ را مایل به پستی ذوق آب و دانه کرد
77
جامیا با دردی درد بلا می باش خوش
چون تو را ساقی عشق این باده در پیمانه کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

