Toggle stanza 1
ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من
1

ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من

در عشقت از روز ازل با محنت و غم خوی من

2

هر روز بر شکل دگر خود را به راهت افکنم

باشد ندانی کان منم بینی به رحمت سوی من

3

در جست و جوی وصل تو آمد به سر عمرم ولی

نبود به جز بی حاصلی محصول جست و جوی من

4

تا کی پی آغوش تو هر سو برم دست هوس

مشکل که آرد چون تویی سر در خم بازوی من

5

زین گونه کز سر تا قدم بگرفت دردت مو به مو

شاید که خیزد دمبدم صد ناله از هر موی من

6

دانم که گردد عاقبت آلوده خراب اجل

این سر که دارد روز و شب بالین سر زانوی من

7

خوش آنکه شب با پاسبان گفتی که جامی را بران

تا چند باشد تنگ ازو جا بر سگان کوی من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور