غزل شمارهٔ 60

Toggle stanza 1
به غمزه چشم تو درس ستمگری آموخت
1

به غمزه چشم تو درس ستمگری آموخت

به خط لبت سبق روح پروری آموخت

2

ز لطف در بناگوش تو تعالی الله

که فیض نور سعادت به مشتری آموخت

3

دبیر مکتب حسنت ازان عذار جبین

خط مزوری و لوح دلبری آموخت

4

به طرف باغ گذشتی فکنده طره به دوش

چمن طراوت ازان سنبل طری آموخت

5

چرا نهان شوی از چشم ما اگرنه تو را

رقیب دیوصفت عادت پری آموخت

6

زوال هستی خودخواست از ستردن موی

مجردی که رموز قلندری آموخت

7

بهای لعل تو جان جامی از تو دانسته ست

خوش آن که قیمت جوهر ز جوهری آموخت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور