غزل شمارهٔ 440
Toggle stanza 1ای چو جان در دل من جا کرده
11
ای چو جان در دل من جا کرده
عقل را عشق تو شیدا کرده
22
هر که امروز رخت دیده به نقد
پشت بر نسیه فردا کرده
33
کی کند روی تماشا به بهشت
هرکه روی تو تماشا کرده
44
بت تو را دیده و چون برهمنان
پیش تو سجده تمنا کرده
55
عارضت کرده به خط غارت دین
این چه رسم است که پیدا کرده
66
در پی وصل چو تو مشک خطی
شهری از سر چو قلم پا کرده
77
تا کند فکر دهانت جامی
عمر در فن معما کرده
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

