Toggle stanza 1
ای چو جان در دل من جا کرده
1

ای چو جان در دل من جا کرده

عقل را عشق تو شیدا کرده

2

هر که امروز رخت دیده به نقد

پشت بر نسیه فردا کرده

3

کی کند روی تماشا به بهشت

هرکه روی تو تماشا کرده

4

بت تو را دیده و چون برهمنان

پیش تو سجده تمنا کرده

5

عارضت کرده به خط غارت دین

این چه رسم است که پیدا کرده

6

در پی وصل چو تو مشک خطی

شهری از سر چو قلم پا کرده

7

تا کند فکر دهانت جامی

عمر در فن معما کرده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور