غزل شمارهٔ 474
Toggle stanza 1ای باد صبح آن گل سیراب را بپرس
11
ای باد صبح آن گل سیراب را بپرس
وان ماه شب فروز جهانتاب را بپرس
22
از ما که کرده ایم چو دریا ز گریه چشم
آن در ناب و گوهر نایاب را بپرس
33
کوته کنم حدیث ز رندان پاکباز
یار دروغ وعده قلاب را بپرس
44
احباب را ز فرقتش از دیده رفت نور
آن نوربخش دیده احباب را بپرس
55
دل را ببین سجودکنان پیش ابرویش
آن بت پرست گوشه محراب را بپرس
66
جان کز تنم رمید ز نوش لبش بجوی
از حال طوطی آن شکر ناب را بپرس
77
جامی به خواب دید که مه در کنار اوست
تعبیر خواب عاشق بی خواب را بپرس
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

