غزل شمارهٔ 138
Toggle stanza 1ای ز تو قیل و قال ما همه هیچ
11
ای ز تو قیل و قال ما همه هیچ
فهم و وهم و خیال ما همه هیچ
22
مالک الملک کاینات تویی
دعوی ملک و مال ما همه هیچ
33
خالی از فضل بر کمال تو هست
لاف فضل و کمال ما همه هیچ
44
باگهرهای گنج مخفی تو
نرخ سنگ و سفال ما همه هیچ
55
سایلان سماط جود توییم
بی جوابت سوال ما همه هیچ
66
بی نسیم قبول عاطفتت
طاعت ماه و سال ما همه هیچ
77
هست باهای و هوی مستانت
وجد جامی وحال ما همه هیچ
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

