Toggle stanza 1
خورشید و ماه را چه برابر کنم به تو
1

خورشید و ماه را چه برابر کنم به تو

بنشین دمی که دیده منور کنم به تو

2

مشکین شمامه ایست زنخدان تو ز خط

پیش آی تا مشام معطر کنم به تو

3

بنگر میان خویش چه حاجت که من به موی

تشبیه ضعف این تن لاغر کنم به تو

4

با هیچ آفریده تو را نیست نسبتی

ترسم کزین عقیده دیگر کنم به تو

5

رویت بهشت و لعل تو کوثر بود چرا

ذکر بهشت و چشمه کوثر کنم به تو

6

چون می روی ز دیده به صورت مجال ده

کآیینه خیال مصور کنم به تو

7

تقریب ذکر جامی و تحریر حال اوست

چون وصف عاشقان سخنور کنم به تو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور