غزل شمارهٔ 128
شاعر: جامی
Toggle stanza 1منم امروز حریف قدح آشامی چند
11
منم امروز حریف قدح آشامی چند
چهره رنگین چو گل از باده گل اندامی چند
22
بهر ساقیگری و مطربی و قوالی
کرده آرام دل خویش دلارامی چند
33
وادی قدس بود کوی مغان باد سرم
خاک پایی که درین کوی زند گامی چند
44
پر برآمد دلم از محنت ایام فراق
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
55
وعده بوسه نباشد ز تو حد چو منی
هستم از لعل تو خوشنود به دشنامی چند
66
ما به بدنامی عشقیم نکونام شده
واعظا چند بری عرض نکونامی چند
77
جامی اندوه جهان چند، به میخانه درآی
یک دو دم پای خمی گیر و بزن جامی چند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

