Toggle stanza 1
چنین که سالک ما می نهد قدم کج مج
1

چنین که سالک ما می نهد قدم کج مج

هزار مرحله افزون بود ازو تا حج

2

نتافت بر همه ذرات کون خورشیدی

که سیر او نه به قطع دقایق است ودرج

3

چو اقرب است به ما نور او ز حبل ورید

چه احتیاج به بسط دلایل است و حجج

4

به چشم راست نگر هر کجا کجی بینی

که هست راستی ابرو آنکه باشد کج

5

برآستان تو گفتم که سر زدم عمریست

هنوز نبودم امید فتح باب فرج

6

دوباره گفت علی قرع بابنا دم دم

فان من قرع الباب و استدام ولج

7

هوای عالم وحدت اگر کنی جامی

بغیر راه ملامت مرو به هیچ نهج

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور