Toggle stanza 1
می‌شوم زنده ز سرکان نازنینم می‌کشد
1

می‌شوم زنده ز سرکان نازنینم می‌کشد

می‌کشد بیگانگان را نیز اینم می‌کشد

2

پیش او چون سجده آرم از لگدکوب جفا

تا نبینم دیگرش رود در زمینم می‌کشد

3

می‌کنم گلگشت باغ از شوق قد و عارضش

اعتدال سرو و لطف یاسمینم می‌کشد

4

در خیال آن لب از خود گم شده جان می‌دهم

چون مگس غرقه شده در انگبینم می‌کشد

5

نیست دوران را به خونریز من مسکین خطی

گرد آن رخ دور خط عنبرینم می‌کشد

6

گر نباشد بهره‌ام زان ساق و ساعد باک نیست

غیرت دامان و رشک آستینم می‌کشد

7

من به مهر او خوشم جامی و کین هم حاکم است

گر به مهرم می‌نوازد ور به کینم می‌کشد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور