Toggle stanza 1
با تو آنان که حدیث چو منی می گویند
1

با تو آنان که حدیث چو منی می گویند

پیش جان قصه فرسوده تنی می گویند

2

من نه آنم که کسی پیش تو گوید سخنم

بهر تسکین دل من سخنی می گویند

3

عندلیبان ز سر سرو به آواز بلند

ذکر بالای تو در هر چمنی می گویند

4

نکشد خاطر من جز به تو هر جا که کسان

سخن عشوه گری غمزه زنی می گویند

5

کوه غم های تو را می کنم از تیشه صبر

منم امروز اگر کوهکنی می گویند

6

با تو نازک بدن آنها که ز گل یاد کنند

پیش یوسف سخن پیرهنی می گویند

7

سوز جامی نشد ای شمع هنوزت روشن

گرچه آن قصه به هر انجمنی می گویند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور