غزل شمارهٔ 994
Toggle stanza 1بر سر آن کو سر من خاک بودی کاشکی
11
بر سر آن کو سر من خاک بودی کاشکی
پایمال آن بت چالاک بودی کاشکی
22
تا مرا بردی به کوی او مگر روزی صبا
قالب خاکی خس و خاشاک بودی کاشکی
33
چند بر چاک گریبان طعنه ای ناصح مرا
سینه ام صد جا ز تیغش چاک بودی کاشکی
44
حیف باشد سوختن ران سمندش بهر داغ
داغ او هم بر دل غمناک بودی کاشکی
55
دی سواره آمد و صد صید بر فتراک او
بنده جامی هم در آن فتراک بودی کاشکی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

