غزل شمارهٔ 217
شاعر: جامی
Toggle stanza 1وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن میکند
11
وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن میکند
دیده را زآب روان و سبزه روشن میکند
22
خانه دل را که از دود زمستان تیره بود
در حریم بوستان از دیده روزن میکند
33
همچو نرگس مینهد بر کف به عشرت جام می
پای سرو و سایه گلبن نشیمن میکند
44
مینشاند گلرخی یا لالهرویی پیش خویش
گردش از گل توده و از لاله خرمن میکند
55
با سپاه محنت و غم بر سر جنگ است باغ
زاه زره از سبزه و خنجر ز سوسن میکند
66
مینهد از عنبر تر لاله بر آتش بخور
وز بخورش گل عبیر جیب و دامن میکند
77
گر صراحی ریخت خون توبه جامی چه باک
هر زمان خون دگر زین سان به گردن میکند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

