Toggle stanza 1
گرچه پیش تو مرا هیچ ره و روی نماند
1

گرچه پیش تو مرا هیچ ره و روی نماند

روی من جز پی اقبال تو هر سوی نماند

2

خانه ای بود به کوی طرب از وصل توام

شد خراب از غمت آن خانه و آن کوی نماند

3

بس که از موی میان تو جدا موییدم

تنم از مویه چو مویی شد و آن موی نماند

4

جوی چشمم ز خیال رخت آبادان بود

تا تو رفتی ز نظر آب درین جوی نماند

5

بنما زودتر ای کعبه مقصود جمال

که درین ره دگرم تاب تک و پوی نماند

6

پیر گشتم من بدروز ولی در دل من

جز تمنای جوانان نکوروی نماند

7

لب گشا ای گل رعنا به سخن جامی را

که درین باغ جز او بلبل خوشگوی نماند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور