غزل شمارهٔ 189
Toggle stanza 1بوی آن آشنا که می آرد
11
بوی آن آشنا که می آرد
جز نسیم صبا که می آرد
22
گرچه ما را خبر نکرد و برفت
خبر او به ما که می آرد
33
شرط یاری پیام یار آریست
شرط یاری بجا که می آرد
44
به جگر خستگان خار جفا
گل باغ وفا که می آرد
55
نامه او مثال عافیت است
سوی این مبتلا که می آرد
66
هجر درد و نسیم وصل دواست
درد ما را دوا که می آرد
77
صد دعا می فرستدش جامی
یک جواب دعا که می آرد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

