غزل شمارهٔ 67
Toggle stanza 1خیال لعل لبت با صفای سینه خوش است
11
خیال لعل لبت با صفای سینه خوش است
شراب صاف عقیقین در آبگینه خوش است
22
بده به مهر دلم کاسه ای که باده صاف
ز دست ساقی صافی ز زنگ کینه خوش است
33
بود خزینه گوهر ز وصف تو دهنم
ز خاتم لب تو مهر بر خزینه خوش است
44
من و جلاجل دف رغم آن که در گوشش
گه شمار صدای زر دفینه خوش است
55
عنان وصل به شاهان سرفراز مده
که این کرم به گدایان کمترینه خوش است
66
سفینه ایست پر اسرار عشق خاطر من
غزلسرایی عشاق ازین سفینه خوش است
77
ز مکه خلعت عز و شرف مجو جامی
لباس فقر و فنا جستن از مدینه خوش است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

