Toggle stanza 1
خیال لعل لبت با صفای سینه خوش است
1

خیال لعل لبت با صفای سینه خوش است

شراب صاف عقیقین در آبگینه خوش است

2

بده به مهر دلم کاسه ای که باده صاف

ز دست ساقی صافی ز زنگ کینه خوش است

3

بود خزینه گوهر ز وصف تو دهنم

ز خاتم لب تو مهر بر خزینه خوش است

4

من و جلاجل دف رغم آن که در گوشش

گه شمار صدای زر دفینه خوش است

5

عنان وصل به شاهان سرفراز مده

که این کرم به گدایان کمترینه خوش است

6

سفینه ایست پر اسرار عشق خاطر من

غزلسرایی عشاق ازین سفینه خوش است

7

ز مکه خلعت عز و شرف مجو جامی

لباس فقر و فنا جستن از مدینه خوش است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور