Toggle stanza 1
الله الله کیست مست باده ناز این چنین
1

الله الله کیست مست باده ناز این چنین

کرده با خونین دلان بدمستی آغاز این چنین

2

چند بار سرکشم خواهم فکندن در رهش

گر رسد بار دگر مست و سرانداز این چنین

3

قالب فرسوده را خواهد شکستن چون قفس

مرغ جان را گر بود سوی تو پرواز این چنین

4

راز عشقت را چو جان می خواستم دارم نهان

وه چه بودی گر نبودی گریه غماز این چنین

5

زار می بیند مرا وانگه تغافل می کند

از چه شد نامهربان آن نازنین باز این چنین

6

می ندانم چشم بهبود از کجا دارم که هست

عشق بدخو یار ظالم چرخ ناساز این چنین

7

گر سر جامی نگشتی پست زیر پای دوست

کی میان عاشقان بودی سرافراز این چنین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور