Toggle stanza 1
قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند
1

قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند

مهد عیش عاشقان زین پرده بیرون بسته اند

2

آن فسون خوانان که در تن ها به افسون جان دمند

پیش آن لعل فسون خوان لب ز افسون بسته اند

3

نوعروس حسن لیلی را به خلوتگاه ناز

گوشوار از دانه های اشک مجنون بسته اند

4

چیست دانی غنچه های ناشکفت اندر چمن

بلبلان در شاخ گل دلهای پرخون بسته اند

5

در دل از پیکان دری بگشا که راه دیده را

بر خیالت مردم از اشک جگرگون بسته اند

6

از خیال آن دو ابرو مردمان چشم ما

طاق ها بهر گذر بر روی جیحون بسته اند

7

کس خیال نخل بالایت به از جامی نبست

دیگران نخل سخن را گرچه موزون بسته اند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور