غزل شمارهٔ 411
Toggle stanza 1قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند
11
قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند
مهد عیش عاشقان زین پرده بیرون بسته اند
22
آن فسون خوانان که در تن ها به افسون جان دمند
پیش آن لعل فسون خوان لب ز افسون بسته اند
33
نوعروس حسن لیلی را به خلوتگاه ناز
گوشوار از دانه های اشک مجنون بسته اند
44
چیست دانی غنچه های ناشکفت اندر چمن
بلبلان در شاخ گل دلهای پرخون بسته اند
55
در دل از پیکان دری بگشا که راه دیده را
بر خیالت مردم از اشک جگرگون بسته اند
66
از خیال آن دو ابرو مردمان چشم ما
طاق ها بهر گذر بر روی جیحون بسته اند
77
کس خیال نخل بالایت به از جامی نبست
دیگران نخل سخن را گرچه موزون بسته اند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

