Toggle stanza 1
زهی دهان تو کام شکرلبان شگرف
1

زهی دهان تو کام شکرلبان شگرف

شکار چشم تو حوران «قاصرات الطرف »

2

دو جوی خون ز دو چشمم به صفحه رخ زرد

چو جدولیست مثنی کشیده از شنجرف

3

مگوی لاچو ز لعل لب تو خواهم کام

که می کند ز دلم نفی جنس صبر این حرف

4

نبرد صرفه ز تصریف دهر جز پیری

که کرد نقد جوانی به عشق خوبان صرف

5

چه سان بریم ز دریای عشق روبه کنار

نهنگ حادثه کشتی شکاف و دریا ژرف

6

بهار عمر مرا گر نه دی رسید از پی

چرا نشست به فرقم بیاض شیب چو برف

7

ز جام حسن تو جامی کشیده باده عشق

مزید جودت مظروف شد لطافت ظرف

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور