Toggle stanza 1
ای شده روی زمین زیر زمینم بی تو
1

ای شده روی زمین زیر زمینم بی تو

روی بنما که عجب بی دل و دینم بی تو

2

نه تو را رحم که یکجا بنشینی با من

نه مرا صبر که یکدم بنشینم بی تو

3

چون روم طوف کنان روز فراقت به چمن

جز گل حسرت و اندوه نچینم بی تو

4

بر سر راه تو بیمار فتم بو که ز دور

بینی از گوشه چشمی که چنینم بی تو

5

از درت دور به بتخانه چین رو چه نهم

نقش دیوار بود صورت چینم بی تو

6

زودتر وعده دیدار وفاکن که مباد

غارت مرگ درآید ز کمینم بی تو

7

گفته ای چند به دیوار کند جامی روی

نکنم روی به دیوار چه بینم بی تو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور