Toggle stanza 1
یار هر دم سر بازار دگر می طلبد
1

یار هر دم سر بازار دگر می طلبد

چشمها چار خریدار دگر می طلبد

2

کس نیارد که ز کارش سری آرد بیرون

گرچه هر لحظه سرو کار دگر می طلبد

3

دادبر باد هوا دین و دلم را و کنون

بهر این کار هوادار دگر می طلبد

4

واعظم گو مده از نکهت فردوس خبر

دل من بوی ز گلزار دگر می طلبد

5

صد گرفتار به هر حلقه زلفش بیش است

واو به هر حلقه گرفتار دگر می طلبد

6

یافت دل دولت جاوید به یک دیدارش

وز خدا دولت دیدار دگر می طلبد

7

جامی آن مه ز تو خوش نیست به وصف دگران

بهر خود دفتر اشعار دگر می طلبد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور