غزل شمارهٔ 945
Toggle stanza 1خسته زخم عشقم ای ساقی
11
خسته زخم عشقم ای ساقی
لا طبیب لها و لا راق
22
باده غمزدا فکن در جام
انه رقیتی و تریاقی
33
دردنوشان چو درد من دیدند
حیث اجری الدموع آماقی
44
بس که راندند خون دل ز مژه
فاض اقداحهم کاحداقی
55
ای که با ابروی خمیده خویش
زیر این سقف نیلگون طاقی
66
بیتو بیش از حد است جامی را
محنت هجر و درد مشتاقی
77
شمهای با تو گفتم و رفتم
قس علی ما سمعته الباقی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

