Toggle stanza 1
به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی
1

به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی

نماید، از مژه مجنون روان کند سیلی

2

سکون و صبر چه امکان چو بست قاید عشق

زمام خاطر مجنون به محمل لیلی

3

پی دعای فراغت ز عشق مجنون را

به کعبه برد پدر با صد آه و واویلی

4

گرفت حلقه که یارب به حق این خانه

که هر دمم سوی لیلی زیاده ده میلی

5

به آب زمزم اگر شست خرقه زاهد شهر

چه سود ازان چو ندارد طهارت ذیلی

6

گهی که بار دل خویش بر تو پیمایم

به عرض ارض و سماوات بایدم کیلی

7

عنان دل به کف توست بنده جامی را

اگر چه صف زده خوبان ز هر طرف خیلی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور