غزل شمارهٔ 148
Toggle stanza 1چون قدح کز شراب پر گردد
11
چون قدح کز شراب پر گردد
چشمم از خون ناب پر گردد
22
ماه نو ساغر، آفتاب می است
ماه نو ز آفتاب پر گردد
33
بس که سوزد دلم جهان چه عجب
گر ز دود کباب پر گردد
44
تشنه عشق را چه سود کند
بحر و بر گر ز آب پر گردد
55
نکند کار نیم قطره آب
گر جهان از سراب پر گردد
66
عالم از تاب خور ز برقع تو
به یکی رشته تاب پر گردد
77
حال خود گر رقم زند جامی
پشت و روی کتاب پر گردد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

