Toggle stanza 1
چون قدح کز شراب پر گردد
1

چون قدح کز شراب پر گردد

چشمم از خون ناب پر گردد

2

ماه نو ساغر، آفتاب می است

ماه نو ز آفتاب پر گردد

3

بس که سوزد دلم جهان چه عجب

گر ز دود کباب پر گردد

4

تشنه عشق را چه سود کند

بحر و بر گر ز آب پر گردد

5

نکند کار نیم قطره آب

گر جهان از سراب پر گردد

6

عالم از تاب خور ز برقع تو

به یکی رشته تاب پر گردد

7

حال خود گر رقم زند جامی

پشت و روی کتاب پر گردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور