Toggle stanza 1
تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بود
1

تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بود

با سرشک گرم و آه آتشین خواهیم بود

2

تو حریف دیگران ما از غمت جامه دران

تا تو باشی آن چنان ما این چنین خواهیم بود

3

در کمان ابرویت بیند نهان هر کج نظر

بعد ازین هر جا که باشی در کمین خواهیم بود

4

سنبل زلف تو چون خرمن نهد بر گل ز مشک

گرد آن خرمن گدای خوشه چین خواهیم بود

5

تا قدم بیرون نهی بر آستانت عمرها

ایستاده نقد جان در آستین خواهیم بود

6

چون تو از اندوه ما شادی مخور غم زانکه ما

از تو دایم با دل اندوهگین خواهیم بود

7

ای نشانده بر بساط عیش خلقی تا به کی

ما به کوی غم چو جامی بر زمین خواهیم بود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور