غزل شمارهٔ 576

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارگل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زد ز غنچه بار دیگر خیمه بر گلزار گل
1

زد ز غنچه بار دیگر خیمه بر گلزار گل

داد مستان را به عشرتگاه بستان بار گل

2

غنچه هر برگ طرب کز شوکت دی می نهفت

کرد با باد بهاری یک به یک اظهار گل

3

بگسل از دامان مطرب چنگ کز مرغان باغ

بر سر هر شاخ دارد مطربی طیار گل

4

غنچه را دل خون شد از کم عمری گل طرفه آنک

می کند زان خون دل گلگونه رخسار گل

5

زآب صافی شد مثنی شاخ گل پرگاروار

شکل های مستدیر انگیخت زان پرگار گل

6

زامتداد جو به طومار مجدول ماند آب

عکس گل در وی چو بر دیباچه طومار گل

7

راست بازاری ست پنداری چمن کز رنگ و بوی

شد در آن بازار هم صباغ و هم عطار گل

8

در تمایل مانده بر شاخ زمردگون ز باد

همچو چتر لعل سلطان فلک مقدار گل

9

خامه جامی که شد در وصف گل چون خار تیز

خاست زان صد معنی رنگین چنان کز خار گل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گل

بی‌ رخت در دیدهٔ من می‌خلد چون خار گل

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1940

با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گل

رخصت نازی‌ که‌ گردد گرد آن دستار گل

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1941

در چمن‌ گر جلوه‌ات آرد به روی‌ کار گل

رنگها چون شمع بندد تا به نوک خارگل

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1942

می‌توان در باغ دید از سینهٔ افگار گل

کاین گل‌اندامان چه مقدارند در آزار گل

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1943

می‌کند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل

با همه بی‌دست‌وپایی نیست پُر بیکار گل

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1944

نوبهار آرد به امداد من بیمارگل

تا به جای رنگ ‌گردانم به‌ گرد یار گل

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1945

از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل

می کشد دایم ز حسن خلق خود آزار گل

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5232

نوبهار آمد که افشاند چو حسن یار گل

چون وصال یار ریزد هر خس و هر خار گل

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 28 - در مدح شاهزاده سلیم

چون ز لطف آری ببالین من بیمار گل

از پی آرایش تابوت هم بردار گل

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 29 - تجدید مطلع

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور