غزل شمارهٔ 47

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: ایت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
رفت آنکه کام خواهم از لعل جانفزایت
1

رفت آنکه کام خواهم از لعل جانفزایت

یک گام بس به فرقم از نعل بادپایت

2

بستی قبا و رفتی بازآ که در فراقت

بر من لباس هستی شد تنگ چون قبایت

3

خو کرده ام به تیغت از زخم او ننالم

ترسم که گر بنالم رحمی دهد خدایت

4

هر سو که می خرامی با آنکه همچو سایه

افتاده بر زمینم می آیم از قفایت

5

زان دم که خاص بینم جورت به آشنایان

ز اهل جهان نخواهم جز با خود آشنایت

6

از بس که بر سر آید سنگم ز پاسبانان

کردن توان حصاری پیرامن سرایت

7

جامی دعای خود را قدری ندید چندان

کرد از زبان پاکان دریوزه دعایت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور