Toggle stanza 1
ماییم شسته زآب می دست از همه آلودگی
1

ماییم شسته زآب می دست از همه آلودگی

سوده سری در پای خم وز درد سر آسودگی

2

وقتی به عشق نیکوان بودم ز بودخویش گم

و اکنون به خود درمانده ام خوش وقت آن گم بودگی

3

تا سر به بالینم ز تو بر بستر بی بستری

در خون غنوده هر شبی چشمم ز شب نغنودگی

4

خون جگر پالوده ام از شعر مژگان عمرها

با من دلت صافی نشد با این همه پالودگی

5

با خودفروشانم مکن، همسر که من خاص توام

دارد تفاوت در بها بازاری از فرمودگی

6

دل ساده از نقش طرب پا سوده در راه طلب

با دولت دردت خوشم زین سادگی و سودگی

7

جامی نشد در عاشقی ز اشک دروغین سرخ رو

کامل عیاری کی رسد مس را ز روی اندودگی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور