Toggle stanza 1
صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ نداشت
1

صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ نداشت

چو دید اهل نظر توتیا دریغ نداشت

2

بناز بر همه خوبان که هیچ نکته حسن

ازین شمایل موزون خدا دریغ نداشت

3

بهای وصل تو دل عقل و صبر و دین همه داد

چو بود مایل کالا بها دریغ نداشت

4

شدم نشانه به عشق بتان و غمزه تو

ازین نشانه خدنگ جفا دریغ نداشت

5

فدای بوی خوشت باد جان که پیرهنت

ز باد و باد ز گل گل ز ما دریغ نداشت

6

مگیر سایه ز من ای که سر به سر لطفی

که شاه سایه لطف از گدا دریغ نداشت

7

ز دست جامی اگر چند خدمتی ناید

به وقت های اجابت دعا دریغ نداشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور