غزل شمارهٔ 446

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: یر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شد به زلفش دل شکسته اسیر
1

شد به زلفش دل شکسته اسیر

رب سهل علیه کل عسیر

2

صبر اندک غم فراوان است

آنچه دارم من از قلیل و کثیر

3

پیر من خم باده کهن است

مستفیضم ز فیض باطن پیر

4

رفتی از چشم و حاضر است خدای

که نیی غایبم ز پیش ضمیر

5

وعده بوسه با دهان مفکن

بر من خسته کار تنگ مگیر

6

بنده جامی اگر کشد پیشت

تحفه جان به لطف خود بپذیر

7

نیست بر طبع نازکت پنهان

نکته «تحفة الفقیر حقیر»

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور