شمارهٔ 19
شاعر: جامی
Toggle stanza 1این خانه چه خانه ست پریخانه چین است
این خانه چه خانه ست پریخانه چین است
پر حور یکی غرفه ز فردوس برین است
درآب و گل این لطف تصور نتوان کرد
از طارم چرخ آمده برجی به زمین است
قصر ارم آن کش به جهان مثل نیابند
گویند چنین است ولیکن نه چنین است
این بقعه نگین دور افق حلقه خاتم
وین خانه پر نقش در او نقش نگین است
پیداست دراو صورت هر معنی پنهان
گویا دل روشن شده اهل یقین است
از نور درون حاجت خورشید ندارد
خورشید برون وی ازان خاک نشین است
بر صف نعالش فلک از بس که جبین سود
تابان شده چون نعل هلالش ز جبین است
در فرش وی از سقف نماید همه نقشی
هرکس که درآن آینه بیند همه بین است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
نیک و بد این مرحله خاکش به کمین است
چشمی که به پا دوخته باشی همه بین است
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 555
اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
بر دیدهٔ من نام تو چون نقش نگین است
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 78
سبزی که سیاه است ازو روز من این است
سروی که منم فاخته اش این نمکین است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2146
آن خانه برانداز که در خانه زین است
معمار تمنای من خاک نشین است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2147
آن کیست سواره که بلای دل و دین است
صد خانه برانداخته در خانه زین است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 148
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

