غزل شمارهٔ 22

Toggle stanza 1
گر در دلم از داغ نوت ماند اثرها
1

گر در دلم از داغ نوت ماند اثرها

غم کی خورم این نیز به بالای دگرها

2

هر رمز و معما که در افواه فتاده ست

هست از دهن تنگ تو آن جمله خبرها

3

بگشا کمر ناز و قصب پوش بتان بین

در بندگی خویش چو نی بسته کمرها

4

بر کنگره عرش ز بس شعله آهم

مرغان اولی اجنحه را سوخته پرها

5

بی پرده مکن جلوه که این عارض نازک

حیف است که گردد هدف تیر نظرها

6

جز ضربت تیغ تو نخواهند چو فردا

از خاک برآرند شهیدان تو سرها

7

بر جامی بیدل نگشادی در امید

مادام که نومید نگشت از همه درها

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور